تبليغاتX
برای ساکنان زمین - ولمان کنید

ولمان کنید

که فکر کنی دیگران خرند و نمی‌فهمند. که فکر کنی، هر که چیزی را دید و گفتش مطمئنا منافق است که...
بگذریم. کلا از همه چیز بگذریم. بابا بهشان می‌گوید دگم و من یاد دگمه(دکمه) می‌افتم. یاد این که جادکمه را باید بندازند در دکمه! شاید هم برعکس! و چه‌قدر هم که بهم می‌آیند.
چه کار داریم ها؟ به ما چه؟ به ما چه که فراتر از مسائل سیاسی همه عادت داریم فکر کنیم چه قدر ماه‌ایم و گل و چه قدر دیگران احمقند و بی‌شعور. من با تو نیستم ها، با خودمانم. من نویسنده و توی خواننده فارغ از این که در این لجن‌زار و کثافت‌دان تهمت و دروغ طرف کدام یک را گرفتی. من و تو سیاسی نیستیم. لااقل من نیستم. خوشم نمی‌آید که باشم. این‌قدر چیزهای تمیز مثل فرهنگ ریخته، که من آویزان آن‌ها شوم تا گورم را گم می‌کنم از سیاست. ولی این حرف‌ها سیاسی نیست. از شخصیت‌های سیاسی که بگذریم. می‌بینیم همه‌مان همین‌طوریم. یک‌طرفه به قاضی می‌رویم که خودمان را عقل‌کل فرض می‌کنیم. که گوشمان را می‌گیریم و چشم‌مان را می‌بیندیم و دهنمان را باز می‌کنیم. که....
بگذریم. از همه چیز بگذریم. ولی نه نباید گذشت از این همه بی‌اخلاقی! ولی جلوی منی که خوب نیستم که مزخرفم و بی‌اخلاق. بی‌اخلاقی را اخلاق نشان ندهید که ما خودمان زغال‌فروشی‌ایم. حالمان را بهم نزنید. عطر گل محمدی را نزنید به گند و کثافت‌ها. عطر گل‌محمدی را خراب نکنید. امام‌زمان را نکشید قاطی بازی‌تان. بگذارید کسی باشد که امیدمان را به نامش ببندیم و آرزوی دیدارش را به دل بکشیم. بگذارید برای‌مان امامی بماند که بگوییم دوستش‌ داریم. بگذارید قدممان را بزنیم و با غم خودمان بمیریم. نه این که بشوید مترسک سر چهارراه‌هامان. که بترسیم از سر و شکل‌تان و باتوم‌های توی آستین‌تان. بگذارید در خریت خودمان فرو برویم و آلودگی تصویری برایمان ایجاد نکنید. باباجان ولمان کنید. همین!

+  نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388 ساعت  21:34  توسط  سناء شایان |  گاهی وقت ها  |