تبليغاتX
برای ساکنان زمین - کی، کی رو کشت؟

کی، کی رو کشت؟

بابا می‌نشست و ازخاطرات جنگ می‌گفت. مامان باشور و هیجان و البته تاسف از اتفاقات انقلاب می‌گفت. من نگاهشان می‌کردم. من خاطره‌ای نداشتم برای تعریف کردن به جز گرانی، بی‌ثباتی اقتصادی، ناامنیتی شغلی، درس‌خواندن‌ بی‌هدف و... این‌ها همه تکراری بود. در ضمن خاطره نبود که! حالا ولی خاطره‌ دارم. روزهایی را پشت سر گذاشتم و در پیش رو دارم که مردم‌ام معترض بودند و هستند. حالا به هر دلیلی درست یا نادرست. ولی جواب نادرست گرفتند.
تکلیف پدر و مادر من مشخص است. شاه سیاه بود. همه این را قبول داشتند. ولی الان هیچ کس هیچی را قبول نمی‌کند. بین‌مان تفرقه‌ افتاده. هر کسی تحلیلی می‌دهد از این اوضاع. هر کس هم فکر می‌کند خودش درست فکر می‌کند و بقیه الاغ اند. من برای نسل آینده می‌گویم روزی روزگاری تمام ارزش‌ها و اخلاقیات به لجن کشیده شد. جنگ قدرت به راه افتاده بود. مردم، مردم را توی خیابان‌ها کشتند. تلویزیون جاهل بود و فرمایشی و مایه‌ی ننگ! روزنامه‌ها صادق نبودند. جنگ روانی به راه انداختند. ما میان سنگ، گاز اشک‌آور، باتوم و اطلاعات گیر کرده بودیم و دلمان برای هم تنگ شده بود. بعد نوجوان آینده ازم می‌پرسد: « کی، کی رو کشت؟» و من می‌مانم که چه بگویم؟
+  نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388 ساعت  21:41  توسط  سناء شایان |  گاهی وقت ها  |