تبليغاتX
برای ساکنان زمین - عیار ما صفر است

عیار ما صفر است

-آدم نان شب نداشته باشد، فرهنگ داشته‌باشد. نه مثل ما مرفه بی‌درد بی‌فرهنگ که از شاهکارهای سینمایی و فرهنگی هیچ نمی‌فهمد که هیچ، برگه‌ی نظرخواهی‌اش هم می‌اندازد توی قسمت ضعیف!
گفتم که خوش به‌حال آن کس که شعور دارد، می‌فهمد، فرهنگ دارد. ما را متوقع بار آورده‌اند و بی ذوق شوق! ولی حالا یک‌‌بار که هزار بار نمی‌شود. مردم به فکر فرهنگ‌ ما هستند. یکی‌اش همین دختردایی دهه هفتادی بسیار بسیار فهیم و روش‌فکر و بافرهنگ ما! ما و دایی جان را چپاند توی صف سینما آفریقا! تا هم به یاد صف‌های شیر قدیم و ندیم‌ها بیافتیم. هم به خوش باوری‌های مردم خوشحال که فکر می‌کنند این فیلم‌ها یک‌بار اکران می‌شود و به اکران سینما‌ها نمی‌رسد، گوش بدهیم. کسی هم بیاید فیلم‌مان کند برای این که بگوید:«وای مردم ایران چه قدر سینما دوست‌اند» و ما برای حفظ آبرو، پشت‌رو بایستیم! خلاصه دیگر! نتیجه‌ی یک ساعت و نیم صف خوشحالی، ایستادن بشود 4 بلیط با «عیار 14»! و صاحب اصلی بلیط‌ها و کاتالیزور همه، خودش سه ربع دیر برسد و ما تنها تنها به تماشای «فروتن»، «دیرباز»، «پورسرخ» بنشینیم. بی‌شک فروتن مرد جذابی‌ ست. اصلا هم فرقی ندارد که در فیلم زاقارتی مثل «زن دوم» بازی کند یا فیلم خوبی مثل «قرمز»! یا فیلم نیمه داغانی مثل«حس پنهان» یا فیلم سوسولی‌ای مثل«کنعان»! راستش را بخواهید از نظر من بی‌‌فرهنگ که هیچ از سینما و فرهنگ و هنر نمی‌دانم. فیلمی یا هر اثر هنری‌ای خوب است که درد مردم را نشان دهد. من با این معیار، فیلم‌ها را به دو دسته‌ی «سوسولی» و «دردمند» تقسیم می‌کنم. «کنعان» سوسولی بود چون زنک درد‌بی‌درمان خوشی زیر دل زدگی داشت. «عیار14» سوسولی بود برای این که مردک سوسول طلا فروش می‌ترسید از دزدی که قبل‌ترها باعث دستگیری‌اش شده بود و حالا برگشته بود. حالا تو این داستان را بچسبان به قیافه‌ی مردم پسند  آن سه تا! یک سرعین و یک تن برف هم بچسبان تنگش یک داستان صیغه که همیشه جواب می‌دهد هم به عنوان دسر بگذار کنارش! می‌شود عیار14!
فکر کنم سال دوم دانشکده بودم که «نفس عمیق» شهبازی را بچه‌ها توی دانشکده گذاشتند دیدیم. هنوز تبلیغاتش لای دفترهای آن زمانم هست. باز هم من بی‌فرهنگ خوشم نیامده بود از آن! ولی شهبازی این بار یاد گرفت چه کند!«نفس عمیق» را آن‌هایی که دیده بودند دوست داشتند ولی به خاطر نداشتن هنرپیشه‌ی معروف نفروخت! ولی حالا گیشه را با حضور همیشه در صحنه‌ی عشق«فروتن» ها یا عشق«پورسرخ» ها! خواهد ترکاند.

-نقل حسن فتحی بدون شازده‌های قجری و تاریخ و... نمی‌شود که! نمونه‌ی سریالی‌اش هم «شب‌دهم»! حالا تو بگیر سه دوره و سه مدل حرف زدن و سه زن و سه مرد و یک ساختمان! حالا تو بگیر فحش‌ها تیکه‌های بانمک مربوط به دوره‌ی قجری و پهلوی و حال! تو بگیر شمشیر و کارد و کلت! اسکلت و کشت و کشتار! رقص و مطرب و بزم! «امیرجعفری» هم عجب رقاصی ست ها! استعدادش هدر رفته در جمهوری اسلامی!
وای چه فحش‌های باحالی داشتند الوات زمان شعبان بی مخ!
بروبچ گروه حسن فتحی، «پستچی، سه بار در نمی‌زند» را خوب بازی کردند. اگر مشکلی هست از فکر کم فعال ماست که درک ندارد دیگر! خوب چه کنیم کاش این کارگردان‌ها مثل همان کاتب‌های بدخطی که با نامه‌هاشان می‌رفتد دنبال فیلم‌هاشان بیایند و توضیحی بدهند!


پ.ن: می‌بینید فامیل دوستان همه‌اش به فکر فرهنگی کردن ما هستند. این هم سهم ماست از جشنواره‌ی لوس و بیخود فجر!


 

+  نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387 ساعت  21:47  توسط  سناء شایان |  ...  |