آب
می گفت:"تلخ نباش و ساکت، شیرین باش و شیرین ای کن!"
گفتمش:"لقمان می گفت:شیرین نباش که می خورندت، و تلخ نباش که دورت می اندازند"
می گفت:" تو چه کار به او داری، شیرین باش و شیرین حرف بزن!"
و من شیرین نبوده ام هیچ وقت، گس هم نبوده ام، تلخ هم.
آب بوده ام و بی مزه!ولی گاهی حیات بخش، گاهی یخ و لرزاننده، گاهی بخار محو ولی داغ و سوزاننده!
ولی بوده ام همیشه، گرچه نادیدنی، گرچه بی مزه، گرچه یخ، گرچه ...

پ.ن:برای زنان این آب های همیشه زلال!

