من تشکر میکنم از آدمهای گندهدماغ و بدعنقتر از خودم که با دیدنشان احساس خوشاخلاقی میکنم.
من تشکر میکنم از اسکروچ مهربان که نام و لقبش را به من قرض داد که بگذارم روی دل مردهی خودم و دوستانی که عید را نادیده میگیرند.
من تشکر میکنم از بزرگترهایی که از من عیدی گرفتند و حتی یک آبنبات خشکشده هم مرحمت نفرمودند و هی پشت سر هم گفتند:«بچه! بچه! بچه!»
من تشکر میکنم از مبدع یاهو مسنجر و جیتاک که به وسیلهی آنها هر آنچه که نباید بشنوم، شنیدم و حسابی پخته شدم و چشم و گوشم باز شد.
من تشکر میکنم از افراد بسیار بزرگ و منطقی که لباس عید را مال بچهها میدانند و خرید را موقعی لازم میدانند که از لباسها تاری بر تن و از کفشها کفهای بر پا ماندهباشد.
من تشکر میکنم از غازهای مادر مرده که رنگ کلهشان را بخشیدند به شالها و مانتوهای زنان سرزمین من!
من تشکر میکنم از دوستان قدیمی که با اساماسی میخواهند یادم بیاندازند که هنوز زنده هستند. و شمارهی موبایل مرا توی فن بوک موبایلشان دارند.
من تشکر میکنم از همهی نویسندگان که کتابها و دستنوشتههاشان جای فامیل و دوست و آشنا را برای من پر میکند.
من تشکر میکنم از شرکت فخیم مترو که خوابهای زمستانی ما را با صدای کمپرسور مخلوط کردند و احتمالا خوابهای بهاری را هم بی نصیب نمیگذارند.
من تشکر میکنم از سینماچیها که برای اکران نوروزی فیلمهای تلخ"دربارهی الی"، "بیست" و فیلم مزخرف"سوپراستار" را انتخاب کردند.
من تشکر میکنم از همهی خودشیفتههای عالم که بیادبیهای مرا سهم خودشان کردند. و از همهی بیادبهای عالم که خودشیفتگیهای مرا برای خودشان برداشتند.
من تشکر میکنم از آدمهایی که هی محو شدند و هی آمدند. هی محو شدند و هی آمدند تا آمدنشان یادشان رفت و یکهو برای همیشه محو شدند.
من تشکر میکنم از کارخانهی شیرین عسل که «هیس»هایش را یکی یکی میلمبانیم تا جوشهای صورتمان متورمتر شود.
من تشکر میکنم از بهار! از خدای بهار! از هر کس برای اولین بار در ذهنش جرقه زد بهار را جشن بگیرد!
من تشکر میکنم از هر چه گندم و درخت و ... است به خاطر این که هنوز از آدمها ناامید نشدند و هنوز میرویند.
من تشکر میکنم از تو! جدی تشکر میکنم! چهطور میتوانی چرندیات مرا تحمل کنی؟
من تشکر میکنم از تمام روزهای خوبی که گذشتند و تمام آنهایی که در راهند.
و دعا میکنم که همه چیز برای همه لذتبخش و خوشایند شود! حتی غم و غصهها!