پز؟ نه بابا! فقط میخواهم نظر بدهم و شاید هم راهنمایی برای شما که حوصله میکنید و نوروز به سینما میروید. از اکران عید با خبر نیستم برای همین نظرم را دربارهی فیلمهایی که دیدهام میگویم.
دربارهی الی: درست به همان دلیلی که اصغرفرهادی ژیگول و سوسول نیست و واقعیت را نشان میدهد، عالی ست. هیچ بازیای در کار نیست. آدمها خودشان هستند. همین! ولی اگر قبل از دیدن فیلم در نشست مطبوعاتیاش در فرهنگسرای رسانه شرکت کرده باشید دیدن فیلم لطفی برایتان ندارد.
تردید: نسخهی سینمایی سریال«به دنیا بگویید بایستد» با حضور همیشگی بهرام رادان، حامد کمیلی و ترانه علیدوستی! احتمالا اگر خواستید سینما بروید، یک بطری آب با خودتان ببرید هر چند وقت یکبار صورتتان را آب پاشی کنید. و اگر فهمیدید چرا سیمرغ گرفته دلیلش را به ما هم بگویید.
دلخون: بعید میدانم حامد بهداد بتواند نقشهای سوسولی بازی کند! خوب توی نقشهای خل و چلی جا افتادهاست. این بار هم رفت روی چوبهی دار تا بار دیگر ببنیم چه میشود. جاذبههای تصویری: الناز شاکردوست و پوریاپورسرخ!
کودک و فرشته: یک آدم بااستعداد فیلمی میسازد که دیدنش با تمام کاستیها سودمند است. خیلی سودمند.
زادبوم: بهرام رادان علاوه بر دستمزد حتما به خاطر پریدن با دخترهای جذاب آلمانی این فیلم را قبول کردهاست. بیچاره لاک پشتها رازشان بر ملا شد!
خیانت، دعوا، لاکپشت، غیرت، وطن و... ملغمهای ست به نام زادبوم که می گویند ضد رژیم است و از این حرف ها! ولی دعوا سر انتخابات و کاندیداتور ها توی همه ی دنیا باب است. گیر الکی می دهند دیگر! شما گوش ندهید ببینیدش اگر اکران شد.
امشب شب مهتابه: سرطان، بچه، مرگ، دعوای پدر پسری! برای کفترهای عاشق احساساتی که از سینما همین غلیان احساسات را میخواهند گزینهی خوبی ست. در ضمن نوید یک خوشتیپ عامهپسند به نام «دانیال عبادی» را می دهد که احتمالا جای خوشتیپهای دیگر را خواهد گرفت. احسان خواجهامیری هم صدایش را ول داده روی این فیلم.(من نمیفهمم این مدل فیلمها تو جشنواره چه میکنند؟)
بیپولی: نظر خاصی ندارم. کلا لیلا حاتمی بازیگری تو خونش است. بهرام رادن هم بعد از علی سنتوری خوب نقش گدای قدیم پولدار را بازی میکند. فیلم موضوع خاصی نداشت. فقط توجه فیلمنامه نویس و کارگردان به جزئیات، جذابش میکرد. راستی حبیب رضایی هم خوب بود.
عیار14: والا همه خوششان آمده! ولی من یکی که حوصلهی دو بار دیدنش را نداشتم. همان جشنواره برایم بس بود! البته دیرباز و فروتن همیشه خوباند. ولی من یکی با «پرویز شهبازی» حال نمیکنم. نه با فیلم قبلیاش(نفس عمیق) نه با این یکی!(سر فیلم قبلیاش دعوا راه انداختم با بروبچههای دانشگاه! ولی حال دعوا نیست حالا!)
پستچی 3 بار در نمیزند: یکی به این باران کوثری بفهماند که آرایش و این حرفها به تو نمیآید. 3 مدل فحش و رقص و خیانت را در سه دهه را خواهید دید. حسن فتحی تخیل زدهاست حسابی! فیلم ژانر وحشت ساخته. ولی اگر جایزهای به نام بهترین دیالوگنویس بود، مطمئنا این فیلم و فیلمنامه نویساش آن را میبردند. در هر صورت یک بار دیدنش آدم را نمیکشد! بروید ببینید اگر چیزی فهمیدید به ما هم بگویید! اگر نه که مشکل از فرستنده است به شعور خودمان شک نکنیم.
سوپراستار:این یکی دیگر موضوع دارد. اپیدمی شده این زنخواهی مردها، این هزار رابطهی موازی داشتن! ولی تهمینه میلانی کاش آرامتر و فکورتر بود. کاش کمی تامل میکرد، یک لیوان آب خنک میخورد، و بعد مینوشت و میساخت. این طوری کمی حواسش جمع میشد که یک دختر پرورشگاهی دستفروش، ویالون نمیتواند داشتهباشد. نمیتواند اینقدر شیک و اتوکشیده باشد. یا قیافهی شهاب حسینی قیافهی سوپراستار چشمچران هوسباز نیست. چه میدانم؟ شعار نوشتن و چپاندن توی دهن این و آن اصلا کار خوبی نیست. و خیلی چیزهای دیگر که باعث میشود تهمینه میلانی کارگردان حرفهای و سوپراستاری نشود.
شما همین را داشته باشید:«کورش(شهاب حسینی) هر زنو یک هفته نگه میداره»
(فکر کنم سارا خویینیها یک چیزی در این مایهها گفت!)
اخراجی(2): از اخراجیهای(1) بهتر بود. دهنمکی گندهلات سینمای ایران شده! بگذریم که فحش خورش هم ملس است بندهی خدا! خندیدم، کلی رگ وطنپرستیمان به لرزش درآمد. آخرش هم نزدیک بود ای ایران را همراه بروبچ بخوانیم! این دفعه؛ ایول ایول داش رسول رو ایول! لاتی همیشه جواب میدهد، حالا این بار وسط جمع اسرا! دهنمکی خوب رگ خواب مردم را فهمیده، ابتدا لمپنی و بعد نصحیت و ارزش و اینحرفها و بعد هم متنبه شدن و آدم شدن! هر چه کاممان با سوپراستار به گند کشیده شده بود. با اخراجیها پاک و شیرین شد.
اکران نوروزیاش را از دست ندهید.
بیست:«کافه ترانزیت» را دیدهای؟ رستوران و پرستویی و این حرفها! حالا تو کمی خوشاخلاقش کن! زیادی هم تلخ و تلخ! بدبختی فلاکت! این طور فیلمها مثل قبرستاناند. اگر خوشبخت باشی، شکر گذار میشوی! اگر بدبخت باشی، امیدوار میشوی که بدبختتر از تو هم هست.